|
کميسيون طرح و برنامه ساختار، محمد
قناويزی، عضو هيت مديره
امروزه
معيارهای سنجش چگونگی ايجاد و توسعه روابط بين کشورها کاملا از
سنت های رفتاری گذشته روی بر تافته و بر توان بخش خصوصی و يا
به عبارتی بنگاههای اقتصادی غير دولتی، تجلی يافته و ميزان
حضور جهانی کشور مطبوع را مشخص می نمايد.
امروز بخش
خصوصی به کارگردانان بخش صنعت و توليد و ثروت کشورها تبديل شده
و می شوند. با اين اتکاء اقتصاد جهانی دارای فلسفه اقتصاد متکی
بر فلسفه اخلاق و فلسفه فرهنگ بجای فرهنگ تسلط و نظامی گری شده
است و توان تسلط خود را به ميدان مبارزات اقتصادی، ملی و
فرهنگی کشانده است.
هنوز اقتصاد و
ثروت چشم گير جهانی فقط مربوط به 20% از جمعيت جهان است و 80%
معاملات بين المللی جهان را در اختيار دارد و هنوز تا حدودی
وجود آن ناشی از اقدامات سياسی و تصميمات استراتژيک دولتها
است، اما امروز معيارهای سنجش به سرعت در حال تغيير است و بطور
قطع اگر دست اندرکاران اقتصادی خوش انديشی کنند و به دقايق آن
توجه نکنند، بطور حتم از جهانی شدن بدور خواهند ماند.
امروز بحث
جهانی شدن ابعاد فلسفی پيدا کرده است و به مرحله اجرای قطعی
رسيده و جهانی شدن به آسيای شرقی، افريقا، شبه قاره هند، جنوب
و مرکز آسيا کشيده شده است.
از عوامل مهم
و اصلی موفقيت در جهانی شدن، حفظ و توسعه تشکلها بر مبنای
واقعيت و پرهيز اط شعار پردازی است.بدور از گذر انتقادی از
تنگناها و کمبودهای امروز که برخی دلواپسان اقتصادی کشور را
نگران ساخته است بايد به تحقيق و برنامه ريزی و تلاش در
شناساندن شاخص های اصلی موثر در توسعه روابط با ديگر کشورها
توجه بيشتری کرد.
امروز علم
اقتصاد از دل فلسفه اقتصاد ديده می شود و امروز توسعه روابط
بين الملل از دل فلسفه فرهنگ ملل و فلسفه اخلاق ملل کنکاش
ميشود، لذا اجازه بدهيد در اين فرصت کوتاه به رسم يادآوری چند
جمله ای در نقش سرمايه گذاری فرهنگی که از عوامل موفقيت توسعه
اقتصادی بشمار می آيد تقديم محضر آن عالی مقام نمايم.
کنش متقابل
فرهنگ و اقتصاد را ميتوان در دو معنای کاملا متفاوت درنظر
گرفت.
1- تعيين جايگاه و نقش احتمالی فرهنگ در توسعه اقتصادی
2- تحليل زندگی و فعاليت های فرهنگی بر حسب روش های تحليل
اقتصادی
تا اوايل دهه
60 توسعه، فرآيند اقتصادی و تکنولوژيک به شمار می آمد، اما در
اواخر دهه 60 بتدريج آشکار شد که هر چند رشد، شرط ضروری توسعه
است اما نبايد آنرا به منزله توسعه تلقی کرد، چرا که رشد با
مؤلفه هائيکه دارد نابرابريها را تشديد می کند و تنها گروه
کوچکی را مشمول پيشرفت می کند، لذاتوسعه را نبايد به رشد
اقتصادی که خود بر اساس الگوی انباشتگی، سرمايه گذاری و رشد
است تعبير کرد و محدود ساخت، آگاهی از اين واقعيت همراه با
مسئله حفظ تنوع فرهنگها در برابر اثرات مدرنيزاسيون و توسعه
ملاحظات صرفا اقتصادی را غير کارآمد و بی تاثيرات جنبه های
فرهنگی در توسعه مطرح می کند.
امروز بر
جوامع مترقی ثابت شده است که فرهنگ و توسعه دو عنصر جدايی
ناپذيراند و دولتها نيز بر ارتباط اين دو تاکيد دارند، و
ملاحظه فرموده ايد که سوالاتی چون، آيا توسعه موجب رفاه خواهد
شد؟ نقش توسعه در فرهنگ چيست؟ و يا فرهنگ های توسعه چه تاثيری
بر ديگر ابعاد جامعه می گذارد؟ و يا پيوند متقابل اين دو چيست؟
در جوامع و روابط جوامع با يکديگر مطرح است.
در اهميت
توسعه فرهنگی همين بس که سازمان يونسکو سالهای 1988 تا 1977 را
دهد جهانی توسعه فرهنگی اعلام کرد و کميسيون جهانی فرهنگ و
توسعه را هم در اين راستا تشکيل داد و گزارشاتی را هم در اين
خصوص برای جهانيان تحقيق و ارسال داشته است.
در اين فرصت کم قصد ندارم با شکافتن مفهوم فرهنگ و توسعه به
اين نقطه نزديک شوم که آيا فرهنگ های ملی و فراملی در زبان
مبادلات وتوسعه روابط بين کشورها چقدر نقش دارند، و به نقش
فرهنگ و زبان کشورمان ايران در توسعه مبادلات کشورها بخصوص
کشور هدف اين اتاق يعنی کانادا در منظقه آسايی مرکزی و
خاورميانه بزرگ بپردازم.
اما تاريخچه
کوچکی موضوع را روشن تر می کند.
در کنفرانس
بين الدول و نيز ايتاليا در سال 1970 اين واقعيت پذيرفته شد که
فرهنگ از زندگی روزمره مردم جدايی ناپذير است و در توسعه،
روابط فرهنگی سنتی، علمی و فنی واقعيتی است که لاجرم بايد آنرا
به حساب آورد و از طرفی ويژگي های فراگير مفاهيم توسعه اقتصادی
و فرهنگی و عمومی نيز مورد تاييد و تاکيد در جهانی سازی اقتصاد
محرز شده است. به اين اعتبار که توسعه روابط اقتصادی به سرمايه
گذاريهای فرهنگی بازدهی دراز مدت تری دارند و از عوامل موفقيت
توسعه اقتصادی و عمومی بشمار می رود.
بازگو کردن
سياستهای فرهنگی کشورهای اروپايی عنوان گويايی از فرهنگ و نقش
آن در توسعه دارد فرهنگ تنها به اين معنا نيست که آثار و
دانشهايی را گردآوری کنيم که نخبگان برای استفاده عموم آن را
خلق و گردآوری و حفظ کرده اند، يا ملتی که از گذشته ميراثی غنی
برخوردار است آن را به ملتهای ديگر که تاريخ آنها را از داشتن
چنين الگوی محروم ساخته به منزله الگويی ارزنده ارزانی داشت،
فرهنگ به دسترسی داشتن به آثار هنری و زبان و ادبيات محدود
نميشود بلکه در عين حال به اکتساب دانشها و اقتضای شيوه رفتار
کردن با خود، با همنوعان و يا طبيعت است، فرهنگ فقط قلمرويی
نيست که در خور دمکراتيزه کردن باشد بلکه خود به دمکراسی ای
بدل شده که بايد به آن توجه کرد، پس فرهنگ عنصری که به تمام
کنش و واکنشهای فردی و محيطی و پيرامون اجتماع درون و بيرونی
ما ارتباط دارد و به مجموعه روشها و شرايط زيست يک جامعه
ارتباط دارد بدل شده است. لذا ميتوان نتيجه گرفت که توجه به
تفاوتهای فرهنگی ملتها و پذيرش بيشتر و توزيع عادلانه اين ثروت
احترام به عقايد يکديگر در درون هر جامعه و اقدام متقابل
فرهنگها در سطح بين الملل را خواستار است مطالبی را عرض کردم
موضوعات اصلی مذاکرات شمال - جنوب و همکاري بين کشورهای صنعتی
و در حال توسعه را تشکيل داده است.
تامل و احترام
متقابل تحقق نخواهد يافت مگر آنکه تک تک افراد جامعه چه مرد و
چه زن امکان آنرا داشته باشند که بر اساس تاريخ، آداب و رسوم و
دانش خود به شکوفايی فرهنگی واقعی نايل شوند و برای تحقق اين
امر دو شرط اساسی لازم است.
1- اينکه هر فرد بايد بدون کمترين احساس گناهی و يا ترسی باور
کند که به مکان فرهنگی خاص تعلق دارد و هر فرهنگ و بينشی
جايگاه احترام دارد.
2- نابرابرايهای اقتصادی و اجتماعی که در واقع چيزی جز تردستی
شايد نباشد، تفاوت و تمايز و ارجهيت ملاک نيست.
با اين وصف و
پذيرش احترام به فرهنگها بايد صحنه های امکان شناسايی ساير
فرهنگها توسعه و گستردگی روابط، ضامن هر نوع پيشرفتی بين ملل
خواهد شد، چرا که هيچ نوع تبيض و يا حقير اجتماعی بر فرهنگ ها
بايد اعمال شود و بلعکس بايد توسعه روابط با کشورهای جهان را
دستور کارمان قرار بدهيم چرا که گفت و شنودی شايسته و در خور
انسانهای ملل، برای توسعه روابط اقتصادی
برقرار و تقويت خواهد شد.
به هر حال عرض
خود را با اين يادآوری خاتمه دهم که نقش فرهنگ در توسعه روابط
بين الملل به اسب تراوايی تشبيه شده که پيشاپيش تجار گام
برميدارد و فرهنگ و فلسفه رفتاری ملل طول ماندگاری آن روابط را
تضمين ميکند، پس شکل اقدامات، بايستی با احترام به رفتارهای
سنتی، به داشته های علمی و تحقيق شده و به اتکا برنامه ريزی
تغيير موضع بدهد تا روابطی ماندگارتر و کشورهايی بی دغدغه
داشته باشيم. اين حقير با بوسه بر بازوی شما کارآفرينان و
دواپسان سربلندی و اقتدار کشور حضور شما را در جلسات کميسيون
طرح برنامه و ساختار که به حتم مطالعات و تحقيقات آن می تواند
سهم بسزای درآينده اقتصاد کشور داشته باشد مقتنم می شمارم. |